تبليغاتX
((( طاهرزئی )))
گذری به تاریخچه ایل بزرگ طاهرزئی(گرگیج) و مردان نامی آن ** موقع متخصص في تاريخ قبيلة آل طاهر وقادتها
 جنگهای منطقه ما ( قسمت دوم )

 

  

جنگهای منطقه ما ( قسمت دوم )

  

با نوشتن تاریخ طاهر محمد می بردازیم اول به نوشتن جنگهای کاتاگوری طبقه اول

جنگهای کاتاگوری اول منطقه ما

 

 ۱- جنگ تاسبر

تاسبر دهکده ایی است در شمیل که بین میناب و بندر عیاس قرار دارد.کرشها که به زبان بلوچی تکلم می کنند و از قبایل بلوچ هستند در این منطقه زندکی می کنند.بین خود کرشها قبایل و تیرهای مختلفی وجود دارد.حاجی محمد کریم بزرگ یکی از تیره های کرش بود که با بدرم رابطه نزدیک داشت.اودر یک نزاع بین نیروهای کرش کشته شد.

اما خود جنگ تاسبر.جنگ تاسبر بین بیرداد طاهر با عبدنبی محمد رخ می دهد.یک نوشته تاریخی در این مورد از یک جهانگرد اروبایی به زبان انگلیسی وجود دارد که فعلا در دسترس من نیست.ولی بعدا ان را ترجمه می کنم وبرای بلوک طاهرزئی می فرستم .بیرداد طاهر و عبدنبی محمد در زمان اقا محمد خان  قاجار که اولین شاه قاجار است می زیستند .که بعد از کریم خان زند اقا محمد خان قاجار به سلطنت می رسد. در زمان بیرداد طاهر و عبدالنبی محمد در بندر عباس نماینده ایی از سوی یکی از کشورهای خلیج عربی فعال بوده .به احتمال زیاد از طرف مسقط وجود داشته است ،و در امر صدور خرما و مواد غذایی به کشور های خلیج عربی فعال بوده است ،بیرداد طاهر و عبدنبی محمد با ان نماینده کشور خلیج ارتباط نزدیک داشته اند.

بیرداد طاهر به بندر عباس برای ملاقات ان نماینده دولت خلیج می رود و در زمان بازگشت از بندر عباس در تاسبر شمیل در خانه ایی منزل می گیرد.بیرداد طاهر شمشیر خود را جهت صیقل به دست ساربانی که همراه او بوده می دهد ،تا شمشیر را نزد استاد ببرد وان را صیقل دهد.عبدنبی محمد که او را بین هشت تا نه اسب سوار همراهی می کردند .،از محل بیرداد طاهر مطلع می شود.به در منزلی که بیرداد طاهر در ان بود می رود،بیرداد طاهر با دیدن سواران و نزدیک شدن انها به خانه ،شمشیر معمولی که در ان خانه بود بر می دارد،با سنگی ان را صیقل می کند .فردی از نیروهای عبدنبی برای دیدن بیرداد طاهر به طرف خانه می رود .،بیرداد طاهر او را با ان سنگ که مشغول صیقل شمشیر بود می زند.وشخص می می میرد و به طرف عبدنبی می رود،عبدنبی و افرادش سوار بر اسبهای خود بوده اند ،عبدنبی مسلح به کلاه خود و زره بر بدن بوده است،بیرداد طاهر هیکلی قوی و قامتی بلند داشته .،به طرف عبدنبی که سوار بر اسب بوده می رود .بیرداد طاهر شانه و گردن عبدنبی را هدف می گیرد و زربه را وارد می کند.یکی از همراهان لوله تفنگ سر بر یا مارتی را جلوی شمشیر بیرداد طاهر را می گیرد ولی کاری واقع نمی شود.،شمشیر به شانه عبدنبی برخورد می کند.و از زرهی که عبدنبی بر تن داشته عبور می کند.و عبدنبی را زخمی می کند.و همزمان عبدنبی شانه و گردن بیرداد طاهر را هدف می گیرد و بیرداد طاهر کشته می شود.نقاشی از عبدنبی در کتاب جهانگردی که قبلا نام بردم وجود داشت. 

۲-جنگ کردر میناب

این جنگ بین عبدنبی با علی بیرداد رخ می دهد .در کردر میناب که منجر به کشته شدن علی بیرداد وزخمی شدن کرمداد علی می شود. در این جنگ مادر مشی احمد سیف الله ذاکری اب و غذا نیروهای علی بیرداد می رساند .علی بیرداد حاضر به ترک گورخانه خود نمی شود .زیرا یک بار یکی از افراد قبیله میر نزد علی بیرداد بناه می اورد.و از دست افراد قبیله خود تحت تعقیب بوده و قصد بازگشت می کند در زمان بازگشت ،علی بیرداد یکی از برادران خود را به نام محمد بیرداد را همراه وی می فرستد.ان فرد عادت به کشیدن قلیون داشته .و در محلی به منزلی می رود.میرها از محل انها و حضورشان مطلع می شوند وبه انها حمله می کنند.که محمد بیرداد کشته می شود.ان فرد به نزد علی بیرداد بر می گردد.و علی بیرداد به ان شخص می گوید چرا برادرش را تنها گذاشته است.ان شخص در جواب علی بیرداد می گوید اگر شما هم بودید همین کار را می کردید  .از ان زمان معروف است که علی بیرداد قول می کند که گور خانه خود را هرگز ترک نکند .این داستان را از یکی از دوستان شنیدم که نمی خواست که نامش برده شود. بعد از کشته شدن بیرداد طاهر که رهبری طاهرزیها را داشته و کلات وی در لبنی بالا بوده  علی بیرداد رهبری طاهرزیی لبنی را بر عهده می گیرد.من با ماشبن برای دیدن کلات بیرداد طاهر که سه طرف ان محسود به کوه بود و فقط یک طرف ان به دشت لبنی بالا باز بود رفتم .اما اثری از ساختمان نبود.

۳-قتل عبدنبی محمد

ادامه دارد ....  .

|+| نوشته شده توسط طاهرزئی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
 جنگهای منطقه ما ( قسمت اول)

  

  

جنگهای منطقه ما

 قسمت اول

نوشته شده توسط: مهندس عیسی بیرداد طاهرزئی

  

مقدمه 

 با سلام مجدد و درود فراوان به دوستان عزیز و محترم در تارنمای طاهرزئی .بار دیگر می خواهم از زحمات شما در راستای معرفی و حمایت قبیلیتان ،مردم گیاوان و مردم منطقه یتان قدر دانی کنم .من را در کنار خود احساس کنید .

اما مطلبی که این بار برایتان انتخاب کردم،مطلبی است به نام جنگهای منطقه ما.هدف از نوشتن این مطلب اولا بیان تاریخ منطقه ماست دوما نشان دادن نقاط ضعف و قوت عملکردها در منطقه ما می باشد.با نوشتن وخواندن این مطلب می توان به عملکردهای مثبت و نقات قوت عمل کردها بی برد ،که چه رخدادهایی باعث ثبات و اسطحکام منطقه شده اند و کدام رخدادها باعث ضعف و بی ثباتی در منطقه گردیده اند.

منظور از منطقه عبارت است  از :محدوده جغرافیایی که انسانهای با زبان مشترک تکلمن یا زبان همدیگر را می دانند و دارای فرهنگ مشترک هستند .

در اینجا می خواهم از دست اندر کاران سایر وبلاگهای منطقه هم تشکر کنم.اما در ادامه باید اضافه کنم که من سند نوشته های خود را از سخنان بدرم بیرداد ،دائییم رئیس موسی ،دائی دومم علی یار محمد و پسر عمویم عظیم مراد خان میرحاجی اسطنباط کرده ام .به دلیل این که تاریخ منطقه ما مکتوب نیست و شفاعی از نسلی به نسلی دیگر منتقل می گردیده است می توان گفت که نوشتن تاریخ منطقه ما کار بسیار دشواری است .

من در اینجا به بخش دیگر تاریخ منطقه مان یعنی از وجح تولید که شامل نیروهای مولده یعنی انسان و ابزار تولید و فرهنگ منطقه ما که شامل فرهنگ مادی یعنی ابزار و فرهنگ معنوی که شامل اندیشه ُرسوم و تفکرات انسانها است نمی نویسم به دلیل اینکه رشد وجه تولید و فرهنگ در منطقه ما به دلیل دور ماندن نقش مردم منطقه ما در شصت سال اخیر در تعیین سرنوشت خویش ُحرکتی بطعی و کند داشته اند .و تا کنون تقریبا به صورت خطی با زاویه ای بسیار کم در محور مختصات حرکت کرده اند .در بخشی جداگانه انها را خواهم نوشت ُو از دید گاه علمی برایتان تعریف خواهم کرد .

 

 جنگهای منطقه ما

 منطقه ما از جنوب به شمال محدوده جغرافیایی زیر است.

که شامل : ۱-رودراتک که به نام مکران یا بلوچی معروف است و در بر گیرنده ،کاروان،گابریگ و جگین است.

۲-جاشک

۳-گیاوان

۴-بشکرد

۵ - رودبار

۶- در نهایت استان هرمز گان.من این جنگها را جنگهای ،۱- بلوچی یا مکران  ۲- جاشک ۳- گیاوان  ۴- بشکرد  ۵- ردبار می نامم،و این جنگها را جنگهای منطقه ما می دانم .

من جنگها را به سه کاتاگوری و طبقه تقسیم می کنم.

کاتاگوری اول جنگهای منطقه ما 

 شامل جنگهای است که بین قبایل منطقه ما رخ داده است. ومنجر به ضعف حکومتهای محلی در منطقه ما شده است.به این جنگها می توان جنگهای داخلی هم گفت که بین قبایل منطقه یمان اتفاق افتاده است . که عبارتند از :

 ۱- جنگ بیرداد طاهر با عبدنبی محمد که به جنگ تاسبر معروف است.

۲-جنگ علی بیرداد با عبدنبی که به جنگ کردر میناب معروف است.

۳- قتل عبدنبی

۴- جنگ یار محمد عبدالله با نیروهای انگلیس در چابهار که به جنگ چابهار معروف است .

۵- جنگ برکت با میر حاجی که به جنگ سیریک معروف است.

۶- جنگ ضرغام با برکت که به جنگ رودبار معروف است .

۷- جنگ برکت با طاهرزئی که به جنگ چه بغان معروف است .

۸-در گیری گل محمد میر حاجی با طاهرزئیها که به جنگ گورانی معروف است .

۹- جنگ طاهرزئی با اله رسان که به جنگ بشکرد معروف است .

 

کاتاگوری دوم جنگهای منطقه ما

در کاتاگوری دوم جنگهای منطقه ما،جنگهایی هستند که قبایل منطقه ما با هدف مشخص از حضور یا نفوذ دولت ایران در منطقه جلوگیری کرده اند ،و با نیروهای دولت ایران جنگیده اند. این جنگها بر خلاف جنگهای کاتاگوری اول ،که باعث تضعیف حکومتهای محلی می شدند،جنگهای کاتاگوری دوم منجر به ثبات در منطقه و اسطحکام حکومتهای محلی در منطقه گردیده اند .این جنگها عبارتند از

۱- جنگهای برکت با دولت ایران در زمان قاجار و بهلوی ،که دولت ایران در این جنگها از حمایت دولتهای قدرتمند غربی بر خوردار بوده است.ودر ان زمان قبیله طاهرزئی با قبیله میر هم بیمان و متحد بوده اند.

۲- قتل مهدلی تنگسیری توسط رئیس دوست محمد و رئیس حسن

۳- جنگهای مراد مصطفی خان با دولت ایران در زمان بهلوی

۴- جنگهای میرزا برکت با دولت ایران در زمان رضا شاه بهلوی

۵- جنگ دریایی مهراب بیرداد،که با در نظر گرفتن هدف و برنامه مهراب بیرداد در این کاتاگولی جنگها قرار دارد.

۶- جنگ طاهر رئیس علی و جلال بیرداد

۷- جنگ حسن رستمی

کاتاگوری سوم جنگهای منطقه ما

 در کاتاگوری سوم حنگهای منطقه ما ،جنگهای براکنده قرار دارد. که عبارتند از :

 ۱- درگیری روشن کرمشاه در دوره شاه دوم بهلوی

۲-درگیری کامران در منطقه بشکرد

۳- در گیری اکبر خان ،محمد نور محمد ،بیر بخش نبی بخش و هاشم چراغ با نیروهای دولتی در زمان شاه دوم بهلوی

۴-در گیری احمد وعلی جان ناروئی در زمان شاه دوم بهلوی

۵-در گیری جلال حسین خان در سرنی .

۶-در گیری احمد خان مهیمی در رودبار .

۷- در گیری موسی شهمراد طاهرزئی .

۸- در گیری محمد علی یار محمد طاهرزئی

اما در ادامه و قبل از نوشتن و تشریح یکا یک جنگهای سه کاتگوزی می خواهم از طاهر محمد که جد طاهرزئیها است برایتان بنویسم.

طاهر محمد

طاهر محمد در طاهروئی می زیسته است و مقبره وی در سیریک است.زمان ودوره زندگی او همزمان با محمد دادخدا شاهو که جد میر ها است.و همزمان با حکومت کریم خان زند در فارس و شیراز است.که من برای بیان دقیقتر تاریخ حیات طاهر محمد ،تاریخ سلسله  قبیله زند در فارس را برایتان می نویسم. 

کریم خان زند در سال ۱۷۰۵ میلادی متولد می شود و در سال ۱۷۷۹ فوت می کند که برابر است با سال ۱۱۶۳ ه.ق و۱۳۹۳ ه .ش. کریم خان زند خود را وکیل رعیا می خواند نه بادشاه،او یک ایلاتی از قبیله لر بود. که به فرمانروایی ایران رسید و بنیانگذار سلسله زندیان شد .کریم خان توانست،بس از فروباشی حکومت نادر شاه افشار بخشی از مناطق فارس را در کنترل خود در اورد.از زمان طاهر محمد به این طرف تا زمان فعلی که من دارم این تاریخ را می نویسم،وقایع و رخدادهای منطقه ما سو ء و جهت مشخص تری به خود گرفته اند.و متاثر از تحولات دولتهای خلیج و دولتهای سایر جهان بوده و هستند.

یکی از رخدادهای زمان طاهر محمد عبارت است ،از اینکه طبق معمول افرادی و یا قبیله ایی از دیگر مناطق  به منطقه ایی حمله می کردند،انبار و احشام مردم را غارت می کردندو با خود می بردند.در حمله ای که گروهی از مناطق دیگری به گیاوان می کنند و ان گروه موفق می شوند،اموال و احشامی از گیاوان با خود ببرند .طاهر محمد انها را تعقیب می کند .و در محلی به نام گلانی دفا راه انها را می بندد و اموال و احشام را از انها بس می گیرد.گلانی دف در بین راه مال رویی که گیاوان را به گوجگ و کریان متصل می کند قرار دارد.من این راه را بارها رفتم.اول با الاغ و بعد با دوچرخه و در اخر با موتور سیکلت،در محل در گیری طاهر محمد با راهزنان اثارهایی از کوبه های باره سنگ به فاصله بنج تا ده متر وجود داشت.که به انها گامهای طاهر محمد و یا گم گیج های طاهر محمد می گفتند و معروف بودند.

یکی دیگر از وقایعی که در زمان طاهر محمد اتفاق می افتد و بیشتر از ان نام می برند.،مسافرت طاهر محمد با شتر از طاهروئی به شیراز است.طاهر محمد به فارس و شیراز می رود.و با کریم خان زند که خود را بجای شاه وکیل رعایا لقب می دهد،ملاقات می کند.کریم خان نام قبیله طاهر را از طاهر می پرسد،طاهر جواب می دهد طاهرزئی ،کریم خان زند نام محل زندگی طاهر را از طاهر می برسد،طاهر جواب می دهد طاهروئی،کریم خان زند اضافه می کند که شما چگونه مردمانی هستید که خودتان طاهر و قبیله تان طاهرزئی و اسم منطقه تان طاهروئی است.و اضافه می کند که زنان شما چگونه اند،طاهر محمد جواب می دهد از زنان ما مبرس و از مردان ما ببرس که مستور و برهیزگارند. این داستان را از پدرم پیرداد شنیده ام.در پایان باید اضافه کنم که اگر افرادی مایل به دانستن شجره نامه طاهر محمد هستند در ارشیو بلاگ طاهرزئی،شجره نامه ایی کامل نوشته بن طاهر وجود دارد که من ان را خوانده ام.

با نوشتن تاریخ طاهر محمد می بردازیم اول به نوشتن جنگهای کاتاگولی طبقه اول

جنگهای کاتاگوری اول منطقه ما

........ادامه دارد.

 

|+| نوشته شده توسط طاهرزئی در شنبه نهم آبان 1388  |
 
 
بالا

By: